الشيخ علي المشكيني
261
تفسير روان (فارسى)
شيطان ساحرى شما را جادو مىكند ؟ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ « 90 » مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَّذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ « 91 » عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ « 92 » تفسير : بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ يعنى : پس از آنكه مقتضاى دلايل گذشته به اعتراف خود مشركان ، آمدن قيامت است پس وعدههاى ما باطل نيست بلكه ما حق را براى آنها آورديم يعنى فرستادگان ما و كتاب و شريعت ما امر حق و ثابت را كه معاد است بر آنها عرضه داشتند ، و آنها هستند كه در ادعاى خود دروغ مىگويند . مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَّذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ يعنى : و هرگز خداوند فرزندى اتخاذ نكرده - فرزندى مشتق از جوهرهء ذات خود كه واجبالوجود متصف به الوهيت و ربوبيت و خالقيت جهان هستى و ساير صفات الهى باشد ، زيرا مقتضاى فرزندى واجبالوجود ، واجديت چيزى از جوهرهء ذات و صفات خاص اوست - و نيز هرگز با او معبود ديگرى نبوده است . و جملهء « اذاً لذهب » جزاى شرط محذوف است بهتقدير « لو تعدّدت الآلهة لذهب » يعنى اگر خداوند متعدد بود بىترديد هر خدايى آنچه را آفريده با خود مىبرد ، يعنى اداره و تدبيرش را خود داشت . و مسلّماً برخى از آنها بر برخى ديگر برترى مىجست . منزه است خداوند از آنچه آنها توصيف مىكنند . و حاصل آيه اين است كه در صورت تعدد خدايان ، دو محذور پيش مىآيد :